تبليغاتX
Science--Kadoos(Talesh)--Culture
زندگی گر سخت شد، بخاطر آور که دریای آرام، ناخدای قهرمان نمی سازد.

 Numerical simulation of flow over an airfoil with a cross flow fan as a lift generating member in a new aircraft model (Fanwing Airfoil), Journal of Aircraft Engineering and Aerospace Technology, Vol. 81, No. 1, 2009

شبيه سازي عددي جريان پيرامون يك ايرفويل همراه با يك Cross Flow Fan به عنوان مولد نيروي بالا برنده (ليفت) در يك مدل جديد هواپيما

Shape optimization of the airfoil comprising a cross flow fan (Fanwing Airfoil), Journal of Aircraft Engineering and Aerospace Technology, Vol. 81, No. 5, 2009

بهينه سازي شكل ايرفويل حاوي يك Cross Flow Fan

A new proof for the Euler theorem in the complex numbers theory, Canadian Journal of Pure and Applied Sciences, Vol. 3, No. 3, 2009

 یک اثبات جدید برای قضیه اویلر در نظریه اعداد مختلط

+ نوشته شده در  یازدهم مرداد 1387ساعت 2:47  توسط سالار عسکری لاسکی  | 

هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد                   هم رونق زمان شما نیز بگذرد

وین بوم محنت از پی آن تا کند خراب          بر دولت آشیان شما نیز بگذرد

باد خزان نکبت ایام ناگهان                        بر باغ و بوستان شما نیز بگذرد

آب اجل که هست گلو گیر خاص و عام        بر حلق و بر دهان شما نیز بگذرد

ای تیغتان چو نیزه برای ستم دراز               این تیزی سنان شما نیز بگذرد

چون داد عادلان به جهان در بقا نکرد            بیداد ظالمان شما نیز بگذرد

در مملکت چو غرش شیران گذشت و رفت    این عو عو سگان شما نیز بگذرد

آن کس که اسب داشت غبارش فرو نشست   گرد سم خران شما نیز بگذرد

بادی که در زمانه بسی شمعها بکشت         هم بر چراغدان شما نیز بگذرد

زین کاروانسرای بسی کاروان گذشت            ناچار کاروان شما نیز بگذرد

ای مفتخر به طالع مسعود خویشتن              تاثیر اختران شما نیز بگذرد

این نوبت، از کسان به شما ناکسان رسید      نوبت ز ناکسان شما نیز بگذرد

پیش از دو روز بود از آن دگر کسان                بعد از دو روز ازان شما نیز بگذرد

بر تیر جورتان زتحمل سپر کنیم                     تا سختی کمان شما نیز بگذرد

در باغ دولت دگران بود مدتی                        این گل زگلستان شما نیز بگذرد

آبیست ایستاده در این خانه مال و جاه           این آب ناروان شما نیز بگذرد

ای تو رمه سپرده به چوپان گرگ طبع             این گرگی شبان شما نیز بگذرد

پیل فنا که شاه بقا مات حکم اوست              هم بر پیادگان شما نیز بگذرد...

+ نوشته شده در  بیست و هشتم خرداد 1386ساعت 21:32  توسط سالار عسکری لاسکی  | 

ضرورت تشكيل استان تالش

تالش ها يا كادوس ها يك قوم آريايي با قدمت بسيار زياد هستند. عليرغم گذشته ي درخشان تالشها، امروز فرهنگ و زبان آنها رو به زوال و نابودي است. تالش ها اكنون غالبا در استانهاي گيلان و اردبيل و كشور آذربايجان ساكن هستند. براي حفظ يك فرهنگ بايد به طور مستمر آن را مورد تحقيق و بررسي قرار داد و آن را به جهانيان ارايه كرد. براي حفظ زبان و فرهنگ تالش نياز به رسانه اي قوي است كه بتواند آن را به ديگران وحتي خود تالش ها معرفي كند چون متاسفانه آنقدر در مورد تالش ها سهل انگاري و بي توجهي شده است كه حتي خودشان هم از گذشته و تاريخ خود بي خبرند اين حتي در مورد نخبگان تالش هم به خوبي صادق است. اكنون كمبود يك رسانه ي تالش زبان به شدت احساس مي شود. زيرا در دنياي امروز كه با سرعت حيرت آوري در حال تحول و دگرگوني است هيچ چيزي نمي تواند از اين تحولات بي تاثير بماند. امروز مردم دنيا آنقدر مشغله دارند كه فرصتي براي تحقيق و بررسي ندارند (جز محققين كه آنها هم به زمينه هاي تخصصي شان مشغولند) و اطلاعات خود را از طريق رسانه ها كسب مي كنند. افكار عمومي ملت ها را رسانه شكل مي دهند.
در شهرهاي تالش زباني مثل هشتپر و آستارا ديده مي شود كه اغلب شهروندان به زبان تركي صحبت مي كنند و  تمايلي به تكلم به زبان تالشي ندارند. آيا اين به دليل عدم وجود پشتوانه ي قوي رسانه اي براي عرضه ي اين فرهنگ و زبان نيست؟ در برنامه هاي صدا و سيماي استان گيلان‏‏، تالش ها چه جايگاهي دارند؟ آيا غير از اين است كه در برنامه هاي راديوي استان گيلان، تالش ها از 24 ساعت فقط يك ربع ساعت را در اختيار دارند؟ آيا اين براي تالش ها با اين پيشينه ي تاريخي و فرهنگ، كافي است؟
من با افراد مختلفي از سرتاسر ايران صحبت كرده ام جز گيلاني ها تقريبا قريب به اتفاق آنها هيچ اطلاعي از قومي به نام تالش و فرهنگ و زباني به همين نام ندارند. وقتي اين قوم در ايران كه مقر اصلي آن بوده وهست، اين چنين ناشناخته مانده است آيا مي توان انتظار داشت كه در سطح جهاني مطرح شود؟ آيا اين بدين معني نيست كه قوم تالش هيچ سهمي در تحقيقات و پژوهش هايي كه در سرتاسر جهان در زمينه ي تمدن بشري (كه تالش ها هم در آن نقش قابل توجهي داشته اند) صورت مي گيرد، ندارند؟ آيا اين به معني زوال و نابودي اين فرهنگ و زبان نيست؟
براي جلوگيري از نابودي اين فرهنگ، تنها راه ارايه و معرفي آن است. بايد در اين باره تحقيق و پژوهش شود. بايد مراكزي براي تشويق و بكارگيري نخبگان تالش تشكيل شود تا به تحقيق و بررسي در زمينه ي تاريخ، فرهنگ و زبان تالش بپردازند. با توجه به نقش كمرنگ تالش ها در اداره ي استان گيلان و تصميم گيري هاي كلان اين استان، به نظر نمي رسد كه  بتوان اين كار را به راحتي عملي كرد. بهترين كار براي حركت جدي و موثر تشكيل استان تالش است كه مي تواند متشكل از شهر هاي آستارا، رضوان شهر، ماسال و شاندرمن و تالش باشد.
در ايران جز تالش، كدام قوم است كه استاني خاص خودش ندارد؟
تركها، آذربايجان شرقي و غربي و اردبيل، لرها، لرستان، بلوچ ها، سيستان و بلوچستان، كرد ها، كردستان كرمانشاه و ايلام، گيلك ها، گيلان و ..... اما تالش ها كجايند؟ استانشان كجاست؟
واضح است كه به مردم تالش بي توجهي شده است و مساله ي عدم وجود يك استان با اين فرهنگ و زبان، نقش بسيار زيادي در روند رو به نابودي فرهنگ تالش ها داشته و دارد.
وقتي استان تالش تشكيل شود، آنگاه تالش ها همانقدر مطرح مي شوند كه تركها، كردها، لرها، گيلكها و .... و اين به پژوهش و تحقيق در فرهنگ و تمدن تالش كمك بسيار زيادي خواهد كرد. وقتي تالش رسانه ي استاني خودش را داشته باشد و با زبان تالشي برنامه پخش كند، در اين صورت شهروند تالش ديگر به زبان تركي يا فارسي صحبت نخواهد كرد زيرا به زبان و فرهنگش اهمييت داده شده است و او را به نوعي خودباوري رسانده است.
با تشكيل استان تالش، در واقع دريچه اي از جهان به روي اين قوم باز خواهد شد تا فرهنگش و زبانش و تاريخش و باورهايش را به همه ارايه كند و آن را از نابودي كه اكنون گريبانگير آن شده است، برهاند. در اين صورت تلاش هاي پراكنده و مقطعي فعالان در عرصه ي فرهنگ و زبان تالش به صورت منسجم و سازمان يافته و مستمر و با انگيزه ي قوي و هدفمند در خواهد آمد.
بنابراين انتظار مي رود مردم تالش و به خصوص نمايندگان شهرهاي تالش زبان و نخبگان تالش، تمام تلاش خود را در جهت تشكيل استان تالش بكار گيرند تا فرهنگ و زبانشان را از نابودي كه اكنون با سرعت فزاينده اي در حال برچيدن تمام داشته هاي فرهنگي و تاريخي اين قوم است برهانند. 

+ نوشته شده در  سوم اسفند 1385ساعت 17:33  توسط سالار عسکری لاسکی  | 

رشتی بی غیرت یا رشتی با فرهنگ مترقی

 

همه آنهایی که جوک رشتی می گویند یا می سازند آگاهانه یا ناآگاهانه می خواهند این اندیشه را القا کنند که رشتی ها بی غیرتند. در اینجا می خواهیم این مساله را ریشه یابی و تحلیل کنیم. می دانیم که در اغلب نقاط کشور زنان در محدودیت هستند و از حقوق مسلم خود به عنوان یک انسان محرومند. به زنان به عنوان وسیله ای برای بقای نسل، زادن و بزرگ کردن و پختن و شستن نگریسته می شود و بس. زنان باید از غریبه ها مخفی شوند تا غیرت مردان حفظ شود، زن ناقص العقل است و بنابراین حق تصمیم گیری ندارد، زن مظهر شیطان است، زن برای مرد آفریده شده است و ....هنوز هم در اغلب نقاط کشور این ذهنیت وجود دارد. تصورات جاهلانه و احمقانه ای که نه توجیه عقلی دارند و نه توجیه دینی و مذهبی.

ولی در استان گیلان که همیشه مترقی بوده و از سطح فرهنگی بسیار بالایی نسبت به سایر نقاط کشور برخوردار بوده است به زن به عنوان یک انسان موثر نگریسته می شود و زن همانقدر در تصمیم گیریها تاثیر گذار است که مرد. زن در درجه اول انسان است و بعد زن.

امروز نقش زنان در جوامع بشری انکار ناپذیر است. همه می دانند که دختران ۶۰درصد و پسران ۴۰ درصد ورودی دانشگاهها را تشکیل می دهند. آنهم در کشور ما با اینهمه محدویت برای زنان و تبعیض جنسیتی.

مگر اولین ایرانی و تنها ایرانی که جایزه نوبل گرفت خانم شیرین عبادی نبود؟

مگر اولین و تنها ایرانی که به فضا سفر کرد و این رویداد مهم در رسانه های داخلی بازتاب خیلی کمی هم داشت (که احتمالا به عمد بود) خانم انوشه انصاری نبود؟

آیا جایزه این فضانورد که به فضانوردان اعطا می شود و X-prize نام دارد و اخیرا به جایزه انصاری تغییر نام داده است قابل اغماض است؟

آیا باز هم می توان گفت زنان ناقص العقلند؟

آیا تاریخ مصرف این حرفها سپری نشده است؟

 سالها پیش این حرفها در گیلان به پایان رسید و زن ارزش انسانی پیدا کرد یعنی درست همان موقعی که مردان رشتی بی غیرت شدند. من فکر می کنم اگر بی غیرتی این است رشتی ها بزرگترین افتخار را دارند. منظورم از رشت کل گیلان است زیرا کسی که می گوید رشت یعنی کل گیلان. واضح است که وقتی کسی برای تجارت یا مسافرت به گیلان سفر می کند با مرکز استان یعنی رشت بیشتر ارتباط دارد لذا جوکها به اسم رشتی ها ساخته شدند گرچه این فرهنگ در همه جای گیلان وجود دارد. پس همه گیلانیها و حتی همه شمالیها باید در مقابل این تصورات احمقانه و جاهلانه مو ضع گیری کنند.

با این شرایط اکنون اگر کسی به هر دلیلی از جای دیگری به استان گیلان سفر کند نسبت به مردان و زنان گیلانی چه تصوری خواهد داشت؟

زنی را می بیند که به او حق داده می شود و در اجتماع فعالانه حضور دارد. زنی که در مقابل شوهرش می ایستد و از عقیده و نظر خودش دفاع می کند و حتی نظر خودش را به کرسی می نشاند. زنی که در فعالیتهای اجتماعی، آزادانه شرکت می کند. زنی که مجبور نیست شب و روز را در کنج اتاقهای نمور و تاریک در فجیع ترین شرایط به صورت یک مرده متحرک سپری کند. زنی که به اندازه ی شوهرش حق دارد. زنی که وقتی مهمانی از راه می رسد در اتاقها محبوس نمی شود و .......................

وقتی یک غریبه با این وضعیت مواجه شود، با توجه به وضعیت زنان ولایت خود که از روی تعصبات احمقانه و شرم آور یک عمر در زندانی به نام خانه از بیم اینکه مرتکب خلافی شودُُُ به دست جلادی به نام شوهر برای شکنجه روحی و جسمی سپرده می شود و پیش از آن هم در زندان پدری بدست جلادانی به نام پدر و برادر شکنجه می شود، چه خواهد گفت؟

من عمیقا متاسفم که به جای درس گرفتن و آدم شدن وحشی تر می شود و می گوید عجب مردهای بی غیرتی؟

می گوید فلان آدرس را از فلان خانم پرسیدم به جای اینکه فرار کند راهنماییم کرد او حتما .... است. عجب مردهای بی غیرتی؟

آیا این تصورات غلط، احمقانه و ابلهانه که نشانگر عمق عقب ماندگی یک جهان سومی است، مایه تاسف نیست؟ آیا واقعا جای تاسف نیست که اینها به جای اصلاح کردن وضعیت زنان خود از کرامت زن در استان گیلان این چنین برداشتهای احمقانه ای می کنند؟ آیا این برداشت ها منشا آنهمه جوک نیست؟

مایه بسی افتخار است که در استان گیلان و در راس آن شهر رشت، این همه ارزش و احترام برای زن به عنوان یک انسان و نیمی از جامعه بشری قایل هستند. گرچه هنوز زن به جایگاه واقعی خود نرسیده است ولی باز این قدم بزرگی برای رسیدن به جایگاه واقعی اش است.

کافی است به آمار جرم و جنایت در استان گیلان نگاه کنیم که جز استانهای با حداقل بزه کاری و جرم و جنایت است.

امروز می بینیم که عزت زن در خانواده های گیلانی چه بنیان مستحکمی برای خانواده ایجاد کرده است. در حالیکه اکثر استانهای کشور با پدیده ی دختران فراری مواجه هستند در استان گیلان این مشکل اصلا وجود ندارد و حتی اغلب گیلانیها اصلا نمی توانند باور کنند که در استانهای دیگر چنین پدیده ای وجود دارد.

سوالم اینست که یک دختر چرا باید از خانه فرار کند در حالییکه می داند در این مملکت جایی یا ارگانی برای حمایت از او به عنوان یک دختر فراری وجود ندارد و به خوبی درک می کند که چه سرنوشت شومی در انتظار اوست؟

جواب کاملا واضح است. وقتی تحقیر شود، وقتی به او نگاه انسانی نشود، وقتی هنوز به او ضعیفه می گویند، وقتی هنوز در جدولهای کلمات متقاطع روزنامه های ما که مروج فرهنگ و عقاید و دیدگاههای ما هستند کلمه دو حرفی " نر" پاسخ عبارت "جنس قوی" است، وقتی با او به عنوان یک برده رفتار می شود، وقتی کتک بخورد، وقتی ناقص العقل خطاب شود، و در یک کلام وقتی یک موجود ضعیف و شبه انسان و بی ارزشی که فقط باید بزاید، بزرگ کند، بپزد، بشوید، آنهم بی هیچ چشم داشتی و حق هیچ اظهار نظری حتی در مورد آینده ی خودش هم ندارد طبیعی است که خانه برای او جهنمی است و اگر خودش را لایق بهشتی نداند حداقل دنبال برزخی خواهد گشت و بدین ترتیب پدیده ی دختران فراری را رقم خواهد زد.

اما چرا در گیلان چنین پدیده ای وجود ندارد؟

آیا دلیل آن همان اهمییت، کرامت و ارزش و احترامی نیست که برای زن و دختر قایلند؟

آیا این نشان نمی دهد که زن و دختر گیلانی و رشتی از زندگی خود و از خانواده ی خود حداقل یک رضایت نسبی دارد؟

من از انشایم نتیجه می گیرم که مرد گیلانی بی غیرت است. چون من هنوز هم احمقم.

شما چطور؟

  

+ نوشته شده در  دوم اسفند 1385ساعت 15:16  توسط سالار عسکری لاسکی  | 

روح انگیز خواننده تالش مقیم سوئد

در دامنه جنگلهای با شکوه و شالیزارهای با سخاوت تالش در ماسال چشم به دنیا گشود. از کودکی با آواهای روح انگیز تالشی از زبان مادر و پدر و مادر بزرگ در مسیر موسیقیایی این سرزمین فعالیتهای هنری خود را آغاز کرد. او اولین گرد آورنده ی ترانه های تالشی و بانوی آواز تالش است.  روح انگیز در ادامه ی فعالیتهای هنریش در استان گیلان با خواندن ترانه های چون بنفشه زار- شیشه قلیون-هلای هلای  نازنین دختر گیلان لقب گرفت. او پس از ازدواج و اقامت در کشور سوئد فعالیتهای هنری اش را به دلیل شرایط تاریخی این زمان با پژوهش در فرهنگ و هنر کشورش ایران متمرکز کرد. آفریده های هنری و فرهنگی روح انگیز با کوشش و اهتمام همسر هنر دوستش محمد جعفری مقدور گردیده  است.

+ نوشته شده در  دوم اسفند 1385ساعت 15:15  توسط سالار عسکری لاسکی  | 

 

 تالش سرزمین پرشکوهی است که دست روزگار مانند پهلوانان تراژدی، بزرگ‌ترین عزتها و گرانبارترین ذلت‌ها و خواری‌ها را بر آن آزموده است.

امروز چون در این سرزمین اهورایی پای می‌‌نهیم، آن را به سان همه نواحی ایران بی نشان و بی رمق می‌‌بینیم که به شکلی حسرت بار بر گذشته پرشکوه خود غبطه می‌‌خورند ولی به محض آنکه از دیوارهای شهر پای بیرون می‌‌نهیم و به دشت و چمنزارهای آن روی می‌‌آوریم، جلال و جبروت و شوکت دیروز آن فرایادمان می‌‌آید.

شهرستان تالش با مساحتی حدود 2373 کیلومتر مربع که در شمال غرب گیلان قرار دارد، یک چهارم خاک استان را تشکیل می‌‌دهد. این شهرستان که نام خود را از قوم تالش گرفته و به استناد منابع و شواهد بسیار، بازمانده اقوام کادوس باستان و از همسایگان دیرین قوم گیل می‌‌باشد، از غرب به استان اردبیل، از شمال به آستارا و از جنوب به رضوانشهر و ماسال و از شرق به دریا و انزلی محدود شده و شامل شهرهای پره سر، ماسال، رضوانشهر و هشتپر می‌‌باشد.

تالش با داشتن آثار باستانی و تاریخی و همچنین جاذبه‌های طبیعی فراوان می‌‌تواند بستر مناسبی جهت رشد و توسعه صنعت گردشگری باشد. از جمله مناطق دیدنی تالش می‌‌توان به ییلاقهای آق اولرمریان، سوباتان، ارده و از نقاط زیارتی به بقعه شاد میلرزان (شاه میلرزان) واقع در روستای خطبه سرا، بقعه آقا سید احمد نال تربه از نوادگان موسی کاظم امام شیعیان واقع در روستای نال تربه، بقعه سلطان سید در مرکز شهر تالش و بقعه سیاه علم خاله سرا در روستای خاله سرا و همچنین بنای ایسپی مسکت/مزگت (مسجد سفید) واقع در دیناچال اشاره کرد. گفته می شود که این مسجد به دست محمدبن عمر ساخته شده که در صورت صحت، قدمت این بنا به بیش از 1000 سال می رسد.

قلعه لیسار معروف به دژ سلسال در روستای لیسار که از قلعه‌های مهم دوران اسماعیلیان بوده و همچنین کاخ قشلاقی نصراله خان سردار امجد واقع در داخل شهر تالش که قدمت تاریخی آن مربوط به دوره قاجاریه می‌‌باشد و کاخ ییلاقی نصراله خان سردار امجد که در روستای مریان آق اولر قرار دارد، از جلوه‌های مهم تاریخی شهر تالش می‌‌باشند.

پارک جنگلی گیسوم تالش با مساحتی حدود 80 هکتار، سواحل دریای گیسوم و جاده جنگلی منتهی به آن دارای منظره‌ای بسیار بدیهی می‌‌باشد که هر ساله مسافران بسیاری را پذیرا می‌‌باشد.

از محصولات تولید شده در تالش می‌‌توان به برنج، توتون و مرکبات اشاره کرد. این تنوع و فراوانی محصولات سبب شده که تالش بازارهای هفتگی پررونقی داشته باشد. از آن جمله می‌‌توان به یکشنبه بازار چوبر که اختصاص به معاملات دام دارد، پنجشنبه بازار شاندرمن که در آن انواع نهالها، دست ساخته‌های پشمی و نخی و فراورده‌های محلی مواد غذایی عرضه می‌شود همچنین می‌‌توان به پنجشنبه بازار هشتپر اشاره کرد که در آن اغلب زنان و مردان با لباسهای محلی حاضر شده و محصولات منطقه‌ای خود شامل برنج، انواع سبزیها و میوه‌های درختی را به فروش می‌‌رسانند واما ...

تاریخچه جمهوری خود مختار تالش مغان از زمان تحمیل عهدنامه ننگین ترکمن‌چای و تجزیه ولایات قفقاز از پیکر ایـران و دو شقه‌شدن سرزمین تالش، تالشان تنها قومی بوداند که به هوای وصل به موطن اصلی و مام میهن ازلی خود ایـران، بارها به اشکال مختلف و گاه بـا خیزش و قیام عمومی صدای اعتراض خود را نسبت به مفاد عهدنامه مذکور به گوش عالم رسانده‌اند.

چنان که همه می‌دانیم و اغلب بـا جزییات موضوع نیز به طریق مختلف آشنایی پیدا کرده‌ایم، در سال 1993 نیز در منطقه تالش‌نشین آن سوی آستارا چای، وقایعی رخ داد که معنی و مفهومش را در سه عبارت زیر می‌توان خلاصه کرد:

نیل به آزادی‌های دمکراتیک در شرایط پس از فروپاشی شوروی

مقابله بـا اندیشه‌های پان ترکیستی

و حفظ هویت و اصالت ایرانی

وقایع مذکور که بـا نام تشکیل جمهوری خود مختار تالش مغان شناخته شده است، صرف‌نظر از ماهیت، هدف و مباحث نفی و یا تایید، به عنوان فصلی از تـاریخ مردم تالش ثبت گردیده است و از آن‌جایی که مردم مذکور بـا وجود 150 سال جدایی، هرگز ایرانی بودن خود را فراموش نکرده، می‌توان گفت حادثه تالش مغان، مرتبط بـه تـاریخ معاصر گیلان و ایـران است و باید مورد مداقه‌نظر قرار گیرد و روایت درستی از آن ثبت و برای آیندگان به یادگار گذاشته شود. مقاله ذیل نگاهی است از درون به چگونگی آغاز و پایان جمهوری تالش مغان، که نویسنده آن الهام محمداوف یکی از فعالان عرصه آن حادثه، عضو حزب برابری، اقوام جمهوری آذربایجان است. ایشان از سال 1993 به عنوان تبعید سیاسی در آلمان به سر می‌برد و مقاله خود را در نشریه «تالش» که در لنینگراد منتشر می‌شود، به چاپ رسانده است.

در اوایل ماه ژوئن سال 1993 در شهر گنجه بـا رهبری «صورت حسین‌اوف» حوادثی رخ داد. اولین کسانی که در کشور از «صورت حسین‌اوف» جانبداری کردند و به دفاع از او برخاستند. گروهی از نیروهای میهن‌پرست لنکرانی بودند که راس آن‌ها سرهنگ بازنشسته «علی‌اکرم همت‌اوف» قرار داشت.

در بدو امر آن‌ها خواستند که در میدان مرکزی شهر لنکران تجمعی ]میتینگی[ به پشتیبانی از حوادث گنجه برپا کنند، اما حکومت محلی که نمایندگان جبهه خلق بودند و مـردم از آن‌ها نفرت داشتند، مانع برگزاری میتینگ شدند. «علی‌اکرم همت اوف» بـا طرفداران خود موقتا شهر را ترک نمود در همان حال واحد نظامی «17» که در شهر لنکران مستقر بود، از همت اوف دفاع کرد و شورای اوفسران او را به عنوان فرمانده گردان خود انتخاب نمود.

در 15 ژوئن 1993، شورای شهر لنکران در جلسه‌ فوق‌العاده خود نسبت به شهردار سلب اعتماد کرده و اختیارات وی را به «علی‌اکرم همت‌اوف» واگذار کردند به همین شکل مخالفت مردمی و نظامی در شهر لنکران علیه حکومت شکل گرفت.

در 21 ژوئن 1993، رهبری واحد نظامی «17» اطلاعیه‌ای خطاب به مـردم صادر کرد، در این بیانیه آمده بود: «در اوضاع بحرانی که در نتیجه فقدان حکومت و هرج و مرج در کشور به وجود آمده است واحد نظامی (17) در مقابل مـردم احساس مسئولیت خود را درک کرده و تأمین امنیت مـردم مناطق آستارا، لنکران، لریک، یاردیلمی، ماسالی، جلیل‌آباد و بیله‌سوار را بر عهده خود گرفته و در این منطقه جمهوری خود مختار تالش مغان را اعلام می‌کند.» در تـاریخ 4 ژوئیه سال 1993 در شهر لنکران نشستی بـا شرکت نمایندگان پارلمانی، وزرا و دیگر مقامات عالی رتبه و روشنفکران سرشناس که همگی از اهالی تالش مغان بودند برگزار شد.

در این نشست مسائل مربوط به اعلام جمهوری تالش مغان و اوضاعی که در منطقه به وجود آمده بود مورد مذاکره و بررسی قرار گرفت و بعد در شرایط رضایت بخشی راه‌های پیشبرد امور مربوط به تأسیس جمهوری خود مختار تالش مغان و برقراری نظم و امنیت مشخص شد و در آن نشست بـا در نظر گرفتن وخامت اوضاع سیاسی و اجتماعی تصمیم گرفته شد که در اسرع وقت مجلس خلق جمهوری تالش مغان تشکیل شود.

در 17 اوت، بـا توجه به موانع قابل تصور و غیر قابل تصور، انتخابات خلق جمهوری خود مختاری تالش مغان برگزار شد و از هفت منطقه مذکور 216 نماینده از 250 نماینده انتخاب شده و در مجلس حضور یاوفتند. در نخستین جلسه به اتفاق آرا ایجاد جمهوری خود مختار تالش مغان در قالب جمهوری آذربایجان را تصویب کردند. و در جلسه بعدی لایحهٔ تدوین قانون اساسی آن جمهوری تصویب شد و «علی‌اکرم همت‌اوف» به عنوان رئیس جمهور موقت جمهوری خود مختار تالش مغان و «فخرالدین عباس اوف» به عنوان رئیس مجلس خلق انتخاب گردیدند. هم‌چنین ترتیب کار مجلس خلق مشخص شد و کمیسیونی مامور تهیه و تدوین قانون اساسی گردید و رنگ و آرم پرچم جمهوری خود مختار تالش مغان نیز مورد تصویب قرار گرفت و در مدت کوتاهی برای تثبیت اوضاع اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و تأمین مواد اولیه غذایی مـردم، اقدامات فوری انجام گرفت و برای اولین بار در تـاریخ جمهوری آذربایجان درباره چگونگی انتخاب والی و معاون والی ولایات، اساسنامه‌ای تصویب شد. مجلس خلق روز انتخابات ریاست جمهوری را مشخص کرد. اما تهاجمات حکومت مرکزی، بعضی اشتباهات رهبری جمهوری خود مختار تالش مغان، نبود تجربه سیاسی درحد لازم، عدم درک برخی از مـردم از مساله جمهوری خود مختار و ترس مـردم از شخصیت «حیدر علی‌اوف» بر روند امور و اجرای تدابیر اتخاذ شده مجلس خلق تأثیر منفی می‌گذاشت. تـا این که در تـاریخ 23 اوت سال 1993 بر اثر تهاجم گسترده نیروهای دولتی و خودداری علی‌اکرم همت اوف از درگیری مسلحانه و خونریزی، جمهوری خود مختار تالش مغان ساقط شد و همه رهبران آن رئیس جمهور، وزیر دفاع و غیره و ... بیش‌تر از 20 نفر زندانی شدند و شمار زیادی نیز متواری گردیدند.

طبق مصوبه مجلس ملی جمهوری آذربایجان، دادگاه عالی کشور، فعالیت حزب برابری ملل آذربایجان که قبلا حزب خلق جمهوری تالش نامیده می‌شد و رهبر ایدئولوژی جمهوری خود مختار تالش مغان و نیروی محرکه آن بود و کارمند علمی فرهنگستان علوم آذربایجان «هلال محمداوف» آن را رهبری می‌کرد، متوقف شد. اعضای این حزب تحت تعقیب قرار گرفته و برای رهبر آن حکم پیگرد صادر شد.

بـا همه این احوال به علت سانسور شدید رسانه‌های جمهوری آذربایجان و محروم بودن جمهوری تالش مغان از امکانات تبلیغاتی برای مـردم جهان و حتی بسیاری از مـردم جمهوری آذربایجان، چگونگی وقایع مذکور ناشناخته ماند. به راستی در تابستان سال 1993 در سرزمین تالش چه اتفاقی رخ داد؟ علل اعلام جمهوری خود مختار تالش مغان چه بود و چرا ساقط شد؟

مبارزه سیاسی حزب برابری ملل آذربایجان برای ایجاد خود مختاری تالش «حزب برابری ملل آذربایجان» که قبلا «حزب خلق تالش» بود، در اواخر سال 1989 به نام حزب رستاخیز تالش بنیان‌گذاری شده بود. هدف اصلی آن حزب دفاع از حقوق قومی تالش‌ها در سطح دولت بود که در آینده می‌بایست برای ایجاد خودمختاری در اراضی هفت شهرستان جنوب جمهوری آذربایجان مبارزه می‌کرد. برانگیزندگان و رهبران ایدئولوژی این حزب، دانشجویانی بودند که در دانشگاه‌های پایتخت تحصیل می‌کردند و نیز نمایندگان وطن‌پرست و روشنفکر رهبرشان هم «هلال‌ محمداوف» بود.

«هلال محمداوف» در سال 1959 میلادی در روستای تنگه رود منطقه آستارای جمهوری آذربایجان در خانواده‌ای روشنفکری متولد و بعد از اتمام تحصیلات دبیرستانی وارد دانشگاه دولتی باکو شد و به عنوان دانشجوی ممتاز رشته ریاضی تحصیلات خود را به اتمام رسانده و بعد در فرهنگستان علوم جمهوری آذربایجان مشغول به کار گردید. او زمانی که در فرهنگستان علوم اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی مشغول گذراندن دوره کارآموزی علمی خود بود، فعالیت سیاس خود را شروع کرد؛ 5 شماره از روزنامه «تولیشی» (تالشی) یک شماره از روزنامه «تولشستون» (تالشستان)، چند بروشور و کتاب درباره زندگی و فعالیت «ذوالفقار احمدزاده» که در اوایل قرن بیستم رهبر نهضت قوم تالش بوده است، منتشر کرد. در زمان اعلام جمهوری خود مختار تالش مغان، «جبهه خلق»، حزب حاکم آذربایجان بود. آن حزب به پان‌ترکیست‌ها منسوب و از طرف «حیدرعلی‌اوف» ایجاد شده بود، تـا راه رسیدن او به حکومت را هموار کند. روند بعدی حوادث این واقعیت را به خوبی به اثبات رساند.

«هلال محمداوف» همراه بـا طرفداران خود همیشه ضد رهبری پان ترکیست این تشکیلات، یعنی «ابوالفضل الچی‌بک» مبارزه می‌کرد، او از سیاست جبهه خلق آذربایجان مبنی بر نقض آشکار حقوق اقوام غیر ترک ]زبان[ در جمهوری آذربایجان انتقاد می‌نمود، به همین سبب او بارها از طرف ارگان‌های دولتی مخصوصا از طرف وزارت امنیت ملی و از طرف رسانه‌های گروهی پان‌ترکیست تحت فشار روانی و سیاسی قرار داشت و مورد تهدید و انتقاد قرار گرفته بود لیکن او علی‌رغم همه فشارها، تهدیدات و بهتان‌ها در راه حفظ و اعاده حقوق دمکراتیک همه ]مردم جمهوری[ آذربایجان فعالیت می‌کرد.

بعد از شکست جمهوری خود مختار تالش مغان او مجبور شد که آذربایجان را به مقصد روسیه ترک کند و در حال حاضر در روسیه زندگی می‌کند.

برنامه و اهداوف سیاسی حزب برابری ملل آذربایجان ]کاربرد[ نام قوم یک و نیم میلیون نفری تالش‌ها در سال 1938 میلادی رسما ممنوع اعلام شده و تـا حال اسم آنان اعاده نشده است. (یعنی در اسناد رسمی اجازه نمی‌دهند که قوم تالش در آن ذکر شود).

در روند سرشماری عمومی نفوس در سال 1989 میلادی، برگه‌های صدهاهزار نفر مردمی که قومیت خود را تالش نوشته بودند، در عرض دو روز تعویض گردید و در قسمت مربوطه، ملیت آذربایجانی نوشته شد، فقط بعد از اعتراضات مـردم به طور نمادین تعداد تالش‌ها در جمهوری آذربایجان، بیست و یک هزار نفر ذکر شده است (در حالی که فقط در بعضی از روستاهای تالش، بیش‌تر از این تعداد تالش زندگی می‌کند).

ارگان‌های دولتی ]جمهوری[ آذربایجان بـا بهانه‌های مختلف اعضای حزب برابری خلق‌های آذربایجان را تحت تقیب قرار داده و سعی کرده‌اند که به هروجهی کلمه «تالش» از نظام‌نامه و برنامه این حزب برداشته شود.

رهبری حزب برابری ملل آذربایجان هیچ‌وقت پنهان نمی‌کرد که هدف این حزب ایجاد خودمختاری تالش در ترکیب جمهوری آذربایجان است. تصادفی نیست که در نظام‌نامه حزب مذکور که در 12 مارس سال 1993 وزارت دادگستری جمهوری آذربایجان نیز آن را رسما تصدیق کرده است، آمده که این حزب فعالیت خود را بر مبنای موازین حقوق بین‌الملل و بر اساس معیارهای دمکراتیک حق تعیین سرنوشت ملت‌ها و بر طبق قانون اساسی جمهوری آذربایجان ادامه می‌دهد.

لکن بـا توجه به این موارد، این حزب هیچ‌وقت سعی نکرده است که روند حوادث را به صورت مصنوعی سرعت دهد بلکه کوشیده است که برای فراهم شدن شرایط مناسب سیاسی، اقتصادی و روانی برای تحقق تشکیل خود مختاری از مشی مبارزه دمکراتیک عدول نکند، از این رو اعلام جمهوری تالش مغان در تابستان سال 1993 چندان غیر منتظره نبود.

 

+ نوشته شده در  دوم اسفند 1385ساعت 15:11  توسط سالار عسکری لاسکی  | 

تالش ها،صاحبان دریای کاسپین و نخستین ساکنان آذربایجان و ایران، به همراه پارسیان،تاجیک ها،کردها،لرها،گیلکی ها،مازنی ها،بلوچ ها،پشتون ها،اوستی ها،پامیری ها،یغنابی ها،تات ها و دیگران،عضوی از خانواده بزرگ اقوام آریایی هستند.

هر چند تاریخ دقیق ورود تالشان به منطقه ای که هم اکنون در آن ساکن هستند روشن نیست،اما این حقیقت بر همگان آشکار است که نخستین باشندگان این سامان ها،قوم ایرانی "تالش" بوده است. سکونتگاه های کنونی قوم تالش عبارتند از: سرتاسر بخش جنوبی جمهوری موسوم به آذربایجان (اران) شامل شهرهای: علی آباد،بیله سوار،جلیل آباد،لنکران،آستارا و نیز بخش های شمال غربی ایران شامل شهرهایی همچون:اردبیل،آستارا،تالش و مناطق شمالی استان گیلان.

میزان دقیق جمعیت تالشان روشن نیست.در جمهوری موسوم به آذربایجان،مردمان تالش تبار شهرهای ورکادوز (یاریدیملی) و جلیل آباد تقریبا به کلی هویت قومی خود را از دست داده اند.وقوع این تراژدی به دلیل سیاست های نادرست و نامنصفانه دولت جمهوری موسوم به آذربایجان است که استحاله مردم تالش را هدف خود قرار داده است و همچنان آن را اجرا می کند.شمار تالشی های این کشور به طور تقریبی ۱،۲۰۰،۰۰۰ نفر است که به طور عمده در منطقه تالش و نیز در سومقیت و روستاهای پیرامون باکو زندگی می کنند.همچنین حدود ۲،۵۰۰،۰۰۰ تالشی تبار نیز در ایران می زیند.بدینسان جمعیت کل تالشان جهان،بالغ بر ۳،۷۰۰،۰۰۰ نفر می باشد.

اینکه میزان جمعیت تالشان جهان چقدر است،از اهمیت چندانی برخوردار نیست.آنچه مهم است فرهنگ،زبان،سنت ها و هویت قومی است و مردم تالش همه این فاکتورهای یادشده را داراست.تالشی ها آریایی هستند و افزون بر این جزو کهنسال ترین اقوام جهان،با سنت ها،فرهنگ و تاریخی بسیار باستانی می باشند.

هردوت درباره این مردم چنین نوشته است که تالش ها انسان هایی مهربان،مهمان نواز،شریف و وفادار به دوستان و اما بیرحم نسبت به دشمنان می باشند.همه این ویژگی ها هم اکنون نیز در میان مردم تالش وجود دارد.برای نمونه مهمان نوازی آنها به حدی است که اگر مهمانی بدون رضایت از خانه یک تالش خارج شود،گویی مرتکب توهینی نسبت به وی شده است.پس شگفت آور نیست که ترکان،یعنی قبایل وحشی زردپوست،در حالی که سرزمین های باستانی اقوام یونانی ،آذری ،پارسی ،ارمنی و کردی را اشغال نموده و در حال کشتار این مردمان بافرهنگ یکجانشین بودند،چنان فرهنگ و رفتار مردانه و متعالی را از تالشی ها مشاهده نمودند که به خود اجازه تهاجم به تالش ها را ندادند.

 این قوم باستانی که همواره در طول تاریخ دارای سیستم حکومتی ویژه خود بوده و یا در تکوین دولت های منطقه سهم بزرگی ایفا نموده است.                      

                                             (منبع: ویکی پدیا)
+ نوشته شده در  دوم اسفند 1385ساعت 15:9  توسط سالار عسکری لاسکی  | 

تالش نام یکی از تیره های آریایی است که سکونت گاه اصلی آن ها در البرز باختری از جنوب خاوری جمهوری آذربایجان آغاز شده و تا شمال باختری استان گیلان و همه استان اردبیل در ایران ادامه دارد.

در استان گیلان زبان خود را حفظ کرده اند و بر پایه قانون اساسی جمهوری اسلامی حق آموزش به این زبان را دارند. در استان اردبیل به مرور زمان زبانشان به ترکی تغییر یافته است. در جمهوری آذربایجان در پی سیاست های پان‌ترکیسم آن جمهوری که در قانون اساسیشان نیز نمود یافته است هر گونه گویش و و نگارش غیر ترکی ممنوع است.

شهرستان تالش با مساحتی حدود 2373 کیلومتر مربع که در شمال غرب گیلان قرار دارد، یک چهارم خاک استان را تشکیل می‌‌دهد. این شهرستان که نام خود را از قوم تالش گرفته و به استناد منابع و شواهد بسیار، بازمانده اقوام کادوس باستان و از همسایگان دیرین قوم گیل می‌‌باشد، از غرب به استان اردبیل، از شمال به آستارا و از جنوب به رضوانشهر و ماسال و از شرق به دریای خزر و انزلی محدود شده و شامل شهرهای پره سر، ماسال، رضوانشهر و عنبران می‌‌باشد.

تالش با داشتن آثار باستانی و تاریخی و همچنین جاذبه‌های طبیعی فراوان می‌‌تواند بستر مناسبی جهت رشد و توسعه صنعت گردشگری باشد. از جمله مناطق دیدنی تالش می‌‌توان به ییلاقهای آق اولرمریان، سوباتان، ارده و از نقاط زیارتی به بقعه شاد میلرزان (شاه میلرزان) واقع در روستای خطبه سرا، بقعه آقا سید احمد نال تربه از نوادگان موسی کاظم امام شیعیان واقع در روستای نال تربه، بقعه سلطان سید در مرکز شهر تالش و بقعه سیاه علم خاله سرا در روستای خاله سرا اشاره کرد.

قلعه لیسار معروف به دژ سلسال در روستای لیسار که از قلعه‌های مهم دوران اسماعیلیان بوده و همچنین کاخ قشلاقی نصراله خان سردار امجد واقع در داخل شهر تالش که قدمت تاریخی آن مربوط به دوره قاجاریه می‌‌باشد و کاخ ییلاقی نصراله خان سردار امجد که در روستای مریان آق اولر قرار دارد، از جلوه‌های مهم تاریخی شهر تالش می‌‌باشند.

پارک جنگلی گیسوم تالش با مساحتی حدود 80 هکتار، سواحل دریای گیسوم و جاده جنگلی منتهی به آن دارای منظره‌ای بسیار بدیع می‌‌باشد که هر ساله مسافران بسیاری را پذیرا می‌‌باشد.

از محصولات تولید شده در تالش می‌‌توان به برنج، توتون و مرکبات اشاره کرد. این تنوع و فراوانی محصولات سبب شده که تالش بازارهای هفتگی پررونقی داشته باشد. از آن جمله می‌‌توان به یکشنبه بازار چوبر که اختصاص به معاملات دام دارد، پنجشنبه بازار شاندرمن که در آن انواع نهالها، دست ساخته‌های پشمی و نخی و فراورده‌های محلی مواد غذایی عرضه می‌شود همچنین می‌‌توان به پنجشنبه بازار هشتپر اشاره کرد که در آن اغلب زنان و مردان با لباسهای محلی حاضر شده و محصولات منطقه‌ای خود شامل برنج، انواع سبزیها و میوه‌های درختی را به فروش می‌‌رسانند.

تالش از سه جهت به کوههای تالش که ادامه رشته کوههای البرز هستند و از طرف دیگر به دریای زیبای خزر منتهی می‌شود. کشف آثار تمدن ۴۵۰۰ ساله در ییلاق آق اولر تالش جلوه‌های بیشتری به این منطقه خوش آب و هوا داده است. شهرستان تالش یکی از زیباترین شهرهای طبیعی جهان از نظر آب و هوا و پوشش گیاهی و حیوانات ساکن در جنگلهای آن شهرت جهانی دارد.همه ساله جهانگردان زیادی با انگیزه استفاده از فضاها و نمادهای طبیعی تالش به این شهر سفر می‌کنند. مردم تالش به زبان تالشی تکلم می‌نمایند. بخش اعظمی از تالش طی عهدنامه‌های گلستان و ترکمانچای از آن جدا شده و به روسیه ملحق شدند. امروز تقریباً بالای ۹۷% مردم تالش باسواد هستند و لازم به ذکر است که اولین کتابخانه ایران نیز در این منطقه بنا شده است.

متاسفانه به دلیل وجود ترکیب عقیدتی متفاوت در این شهر که نیمی از جمعیت آن اهل تسنن هستند نگاه مسئولین حکومتی به این شهر از ابتدای انقلاب جهت دار و به دور از عدالت بوده است.تا جایی که کمتر پروژه و فعالیت اقتصادی در این شهر ایجاد و بهره برداری شده است.شالیزارهای تالش با چشم انداز زیبا - کاخ سبز سردار امجد در هشتپر تالش- کاخ میر احمد خان تالشخان اف در لنکران (مرکز تالشخانات در قرن ۱۸وجدا شده از ایران)-و جاده گیسوم تالش که همه ساله پذیرای ملیونها ایرانی و جهانگرد می‌‌باشد دیده می‌شود. جاده‌های تالش در ایران از بالاترین درصد تصادفات (طبق آمار منتشره از راهنمایی و رانندگی ایران) برخوردار است.

(منبع: ویکی‌پدیا)
+ نوشته شده در  دوم اسفند 1385ساعت 15:7  توسط سالار عسکری لاسکی  |